خرید بک لینک

یک نفر گفته بود فکر کن به کسی که دلت میخواهد زنگ زدهای با او حرف بزن؛


سلام. میدونم که خوبی. دلم تنگ شده برای صدای خندههات، زنگ زدم ببینم اگر هنوز خونهت همون جای قبلیه یه سر بیام و ببینمت. من رو که یادته؟ هنوز هم دلت میخواد با یه چایی داغ ازم استقبال کنی؟ کلی حرف نگفته دارم باهات. راستی هیچوقت فرصت نشد بپرسم چه گلی رو خیلی دوست داری، اشکال نداره با سلیقه خودم برات انتخاب میکنم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 8:02

گرگ و میش هوا از خواب پریدم. از کابوسی که حالا هیچ از آن به خاطر ندارم. همه جا تاریک بود و آتش ترس از وجودم زبانه میکشید. چیزی روی سینهام سنگینی میکرد و تلخیای ته گلویم را میسوزاند. چشمانم را دوباره بستم و پتو را تنگتر به خودم فشردم، زانوهایم را بغل کردم و به همان حالتِ مچاله آنقدر ماندم تا خوابم برد. عجیب بود که خواب تو را دیدم. تو را در حال گذر از عرض خیابانی دیدم که به خانهات منتهی میشد. مهربانی سرشار چشمهایت و گرمی صدایت را هنوز به خاطر دارم. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 8:02

یک پایان تلخ، یک تلخی بی پایان

بشنوید

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 8:02

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> میشنوی؟

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

خواب دیدم برای من، از من نوشتهای. خواب دیدم سکوتت را با کلماتی روشن در هم شکستهای و من بیتابانه تشنه خواندنشان بودم. تو گویی لحظهای بعد قرار است برای ابد ناپدید شوند. با شتاب میخواندم و سعی میکردم آنها را به یاد بسپرم.

کاش یکبار غافلانه در خوابهایم جا میماندم، یا در سطرهای تو..ای کاش.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

نامههایی که پشت سر هم از طرف مولود برای پدرش نوشته میشد، خصوصا با توجه به موضوع کلی آنها، آرام آرام مولود را بر آن داشت که اصولا میتوان با نوشتن از کسی چیزی خواست. از دید مولود که تازه از تحصیلات ابتدایی فارغ شده بود، این خواستن، «خواستن چیزی از کسی که در دوردستهاست آن هم از طریق مکاتبه»٬ در سه چیز مصداق مییافت: ۱. آنچه آدمی واقعا میخواهد، و اغلب از هویت آن هیچ آگاهی ندارد. ۲. آنچه به کلام میخواهد و تازه تا به کلام میآید آدمی از هویت آن فقط اندکی آگاهی مییابد. ۳. جوابنامه یا عامتر از آن خود نامه، که در واقع از حاصل جمع دو مورد پیشین به وجود آمده اما خود فارغ از هر چیزی در حکم یک موجود به متنی سحرآمیز تبدیل میشود. اُرهان پاموک پینوشت: راستی با این نامهها و نوشتههای آشفته و پراکنده من از تو چه خواسته و میخواهم عزیزدل؟

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

من اما به اندوهی از تو نیز شاد میشوم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

The Handmaid's Tale

#پیشنهاد

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> کاش اینجا رو بخونی و بدونی که دلتنگت هستم ب. عزیزتر از جانم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 5:00

یک بار هم از «گریه کردن» گفتی؛ گفتی که گریه نمیکنی هیچوقت. من هم گفتم؛ به قول فاضل نظری «آدم تنها خلیفه خدا روی زمین است، امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاح اش، و سلاح او گریه است.» آخرین سلاح تو به گمانم سکوت است. و من هنوز مثل گذشته به گریه پناه میبرم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 18:39

درنهایت آدم بتواند از دردِ عشق، دلتنگی، فراق یا امثالهم بنویسد. اینها گفتنی هستند، کمی که با عنصر ادبیات تلفیق شوند و چاشنی زیبایی به خود بگیرند قابل بیاناند. اغلب شنونده هم دارند. اما خیلی از دردها تکلیفشان مشخص نیست. انقدر تلخ و زهرمار اند که با هیچ چاشنی ای قابل تعارف کردن به مخاطب نیستند. همینها را آدم مینویسد و پاک میکند. مینویسد و پاک میکند. درنهایت نمینویسد.نمیگوید. در درونش انباشته میکند، و رنج لاینحل بودنشان را به دوش میکشد.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 18:39

من دلتنگ تو شدهام و «سخن از پیوند سست دو نام و همآغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایقهای سوخته بوسه تو و صمیمیت تنهامان ، در طراری»* من باز دلتنگ تو شدهام و چهارصد و شش عدد کمی نیست. بسه برگرد. *فروغ فرخزاد

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 18:39

قصههای عشقی معاصر تو اتاق امانتی رفقا شروع میشه، با درد بیجایی و سرگردونی تو خیابونا ادامه پیدا میکنه و تو تاکسی هم نمیدونم بلاخره تموم میشه یا همینطور پا در هوا میمونه. /بهمن فرسی/ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 4:52

إنّی رأیتُ دهراً مِن هجرکَ القیامة

إنّی رأیتُ دهراً مِن هجرکَ القیامة

إنّی رأیتُ دهراً مِن هجرکَ القیامة

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 4:52

در جوابِ نیلوفر عزیز که پرسیده بود اگر معشوقتان را داشتید چه کار میکردید؛ اگر داشتمت؟ آنقدر که تو عمیق در تار و پود جانم ریشه دواندهای. آنقدر که از هر عشق و احساسی سیرابم. که هیچ حفرهای در قلبم وجود ندارد، مگر ندارمت؟ پس داشتن چگونه است؟ وقتی تنها مزه مزه کردن هجای شیرین نام تو بر لبانم کافیست

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 4:52

صفحه بندی